قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4569

تاريخ الفي ( فارسى )

بود . اكنون چون در اين سال فوت شد ، احوال او را آنچه ننوشته ، تا آخر سلطنت به ملاحظهء تقديم و تأخير وقايع مىنويسد . چون سلطان محمد ديوگير را پايتخت ساخت تمام مردم دهلى را گردانيده به آن ولايت برد . در سنهء هفتصد و بيست و هفت ملك بهادر [ گرشاسب ] « 1 » در راه ديوگير ياغى شد و خواجه جهان « 2 » به دفع او نامزد شده با يكديگر جنگ كردند و خواجه جهان ظفر يافته ، ملك بهادر به كوهستان نزد هندوان گريخت . او را گرفته نزد سلطان آوردند . به قتل رسيد . بعد از اين ملك بهرام الله كه به كشلو خان ملقّب بود در ملتان ياغى شد . سلطان ناچار به دفع او به دهلى آمد و لشكر سامان كرده به ملتان رفت . كشلو خان استقبال كرده جنگ كرد . به جملهء اول انهزام يافت . كشته شد و سرش را نزد سلطان آوردند . سلطان اراده نمود كه مجموع مردم ملتان را به قتل آورد . شيخ ركن الدين او را از اين عزيمت درگذرانيد « 3 » و لشكر ملتان متفرّق شده ديگر به حال اصلى خود نرفت . و قوام الملك را حكومت ملتان داده سلطان خود به دهلى آمد و دو سال در دهلى توقف كرد و اما اهل و عيال لشكريان بالتمام در ديوگير بودند . و در اين دو سال به خاطر سلطان رسيد كه ميان دو آب ولايت خوب [ ى ] است و رعيت آنجا اگر يك دينار را دو دينار بدهند گنجايش دارد بلكه زياده « 4 » . و تحصيلداران بدين جهت به آن ولايت رفتند . و رعيّت خرمن‌هاى خود را آتش زده گريختند و ولايت خراب شد و سلطان حكم كرد كه چون رعايا اطاعت نمىكنند ايشان را تاراج نمايند . هرچه به دست مىافتد كماكان گرفته بعضى مقدّمان را مىكشتند و بعضى را كور مىكردند . و اين عملى بود كه از ابتداى آفرينش تا وقت او كسى نكرده بود . و سلطان به رسم شكار به ولايت برن « 5 » رفت و تمامى آن ولايت را تاراج كرد ، رعايا را كشت و به ترمشيرين ، حاكم ماوراء النهر خبر رسيد كه سلطان محمد به ديوگير رفته و ولايت هندوستان خالى است . او فرصت غنيمت دانسته به هندوستان آمده و تا كنار آب جون « 6 » تاخت و تاراج كرد و تمامت مردم را تا حدود مدوان « 7 » اسير گرفت و سلطان از دهلى بيرون نتوانست آمد و به فراغ خاطر بازگشت . و چون ايشان از آب سند عبور كردند ، سلطان با كلانور رفت و حصار آن را عمارت كرد و به دهلى مراجعت نمود .

--> ( 1 ) . تكميل از منتخب التواريخ بدائونى . ( 2 ) . نام وى ملك احمد اياز و مخاطب به خواجه جهان . - بدائونى ، منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 227 . ( 3 ) . منتخب التواريخ : « شيخ الاسلام قطب العالم شيخ ركن الحق و الدين قريشى سر مبارك خويش بر درگاه سلطان برهنه كرد ، در مقام شفاعت ايستاد . ( 4 ) . منتخب التواريخ : « . . . خراج آن ولايت ده بيست مقرر سازند . » ( 5 ) . برن : مولد ضياء الدين برنى است صاحب تاريخ فيروز شاهى . نام جديد اين شهر بلند شهر است در غرب اوتار پرادش . ( 6 ) . ش : آب جيحون ( 7 ) . ش : مروان .